• طراحی سایت
  • سئو ارزان
  • تبلیغات صفحه اول گوگل
  • غرفه آرایی

تبلیغات صنعتی

 تبلیغات صنعتی ، تبلیغات تجارت به تجارت است. این نوع تبلیغات به طور کلی شامل شرکتی است که محصولات یا خدمات خود را برای شرکت هایی که در واقع از محصولات یا خدمات مشابه یا مشابه استفاده می کنند تبلیغ می کند یا می توان گفت که شرکت تبلیغاتی باید محصولی را که شرکت دیگر برای تولید یا عملکرد خود نیاز دارد تولید کند. برای مثال برخی از شرکت های تولید آب معدنی که در مقیاس کوچکتر کار می کنند ، بطری های بسته بندی ، درب بطری ها ، جلدی که روی آن نام چاپ شده است و غیره را به خارج از کشور عرضه می کنند ، بنابراین برای این امر ، تبلیغات تولید کنندگان بطری ، درب و کاغذ بسته بندی بیرونی می تواند کارساز باشد.

کوچکتر به کوچکتر و بزرگتر از همه ، هر شرکتی باید تبلیغات صنعتی انجام دهد. برای مثال اگر شرکتی در حال تهیه پودر قهوه باشد ، پودر خود را به توزیع کنندگان می فروشد که به نوبه خود آن را به خرده فروشان و عمده فروشان و همچنین به شرکت های بزرگی که برای کارمندان خود دستگاه قهوه ساز دارند ، می فروشند. بنابراین شرکت های تولید کننده هر محصولی می توانند برای شرکت های دیگر تبلیغ شوند ، مانند مواد اولیه ، ماشین آلات مورد استفاده سایر شرکت ها ، قطعات یدکی ماشین آلات که باعث کارکرد آن می شود ، هر چیزی.

نقش تبلیغات صنعتی


این شکار خریداران را به حداقل می رساند.
این در افزایش فروش شرکت کمک می کند.
این امر به ایجاد کانالهای توزیع بیشتر و بیشتر کمک می کند.
این امر باعث می شود شرکت برای تولید محصول یا خدمات مورد نظر کارآمدتر کار کند.
این باعث ایجاد آگاهی در بین مشتریان یا شرکت های دیگر در مورد محصولات و خدمات می شود.
فرآیند تبلیغات صنعتی
استراتژی های به کار رفته در تبلیغات صنعتی از یک شرکت به شرکت دیگر متفاوت است ، زیرا شرکت های مختلف محصولات مختلفی برای تبلیغ دارند. بنابراین ، یک قانون واحد نمی تواند برای همه تبلیغات شرکت ها مفید باشد. اما فرایند اساسی که می تواند به یک تبلیغ موفق منجر شود این است: دانستن هدف برای تبلیغات - شناسایی شرکت های هدف - تحقیق در مورد شرایط بازار و رقبا - ایجاد تبلیغ برای تحویل - انتخاب رسانه برای استفاده - که باید باشد بودجه اختصاص داده شده - اجرای تبلیغات - دریافت بازخورد از مشتریان.

انواع رسانه ها در تبلیغات صنعتی


رسانه هایی که به طور کلی در تبلیغات صنعتی استفاده می شود رسانه های چاپی و بازاریابی مستقیم هستند.

تبلیغات صنعتی
رسانه چاپی شامل مجلات تجاری ، نشریات تجاری ، روزنامه ها ، مجلات فنی و غیره است. برای اینکه رسانه چاپی بتواند به طور کارآمد کار کند ، باید و بایدهایی را باید در خاطر داشت:

تصویر دیداری تبلیغ باید بسیار واضح و برجسته باشد
آگهی باید آنقدر چشمگیر باشد که خوانندگان با خواندن آن جذب شوند
نکته مهم باید در مورد خدمات یا کالای ارائه شده باشد و نه منبعی که توسط آن ارائه می شود
اجازه دهید آگهی ساده خوانده شود (بدون فونت دشوار)
تصویر نشان داده شده نباید با محصول بی ربط باشد.
این تبلیغ باید تصویر شرکت را منعکس کند.
اگر آگهی در دو یا چند صفحه باشد ، باید به ترتیب منطقی باشد.
عنوان ها باید جذاب و متناسب با تصویر محصول باشند.
و سرانجام ، در پایین صفحه ، نام شرکت ، آدرس و شماره تلفن دفتر محترم باید بدون هیچ مشکلی به وضوح ذکر شود.
بازاریابی مستقیم شامل موارد زیر است:

پست الکترونیکی مستقیم - در اینجا ، خبرنامه ها ، برگه های داده و بروشورهای شرکت مستقیماً به آدرس پستی مشتریان پست می شوند.
تبلیغات تلفنی - تبلیغات با فراخوانی مشتری های تلفن در آنجا ، پیام دادن به تلفن های همراه و غیره انجام می شود.
تبلیغات آنلاین - شامل شرکت هایی است که برای مشتریان یا شرکت های دیگر ایمیل ارسال می کنند و اطلاعات مربوط به خدمات مورچه محصولات خود را درج می کنند ، قرار دادن بنرهای آنلاین ، ارائه گزینه های خرید الکترونیکی و غیره
تبلیغ کنندگان همچنین از راه های دیگری برای تبلیغ محصولات خود مانند شرکت در نمایشگاه ها ، نمایشگاه های تجاری و نمایشگاه ها استفاده می کنند.

بنابراین ، شرکت ها می توانند از هر نوع تبلیغاتی استفاده کنند ، شعار مهم افزایش فروش ، تولید محصولات با بهترین کیفیت ، برقراری ارتباط خوب با مشتریان و رسیدن به هدف مورد نظر است.

تبلیغات و بازاریابی

تبلیغات و بازاریابی دو عنصر جدانشدنی از یکیدیگرند برای بازاریابی موفق حتما نیاز به تبلیغات موفق و گسترده داریم تبلیغات اساسی ترین نقش را در توسعه تجارت ایفا میکند.

تبلیغات ارزان

قرن بیست و یکم ، به لطف نوآوری و توسعه فناوری ، شاهد ظهور اقتصاد جدید بوده است. برای درک اقتصاد جدید ، درک مختصر مشخصات و ویژگی های اقتصاد قدیم مهم است.

انقلاب صنعتی با تمرکز بر تولید مقادیر زیادی از محصولات استاندارد ، نقطه آغاز اقتصاد قدیمی بود. این محصول انبوه برای کاهش هزینه ها و جلب رضایت عمده مصرف کنندگان مهم بود ، زیرا تولیدات افزایش یافته و شرکت ها به بازارهای جدیدی در مناطق جغرافیایی گسترش یافتند. اقتصاد قدیمی دارای سلسله مراتب سازمانی بود که در آن مدیریت ارشد دستورالعملهایی را می داد که توسط مدیر میانی بر روی کارگران اجرا می شد.

در مقابل ، اقتصاد جدید به لطف انقلاب دیجیتال در همه زمان ها قدرت خرید داشته است. مصرف کنندگان به اطلاعات انواع محصولات و خدمات دسترسی دارند. علاوه بر این ، استاندارد سازی با سفارشی سازی بیشتر با افزایش چشمگیر در ارائه محصول جایگزین شده است. تجربه خرید همچنین با معرفی خرید آنلاین تغییر کرده است ، که می تواند با تحویل محصولات در دفتر یا خانه 24 × 7 انجام شود.

شرکت ها همچنین از اطلاعات موجود استفاده کرده و در حال طراحی برنامه های بازاریابی کارآمدتر در بین مصرف کنندگان و همچنین کانال توزیع هستند. انقلاب دیجیتال سرعت ارتباطات سیار ، پیامک های الکترونیکی و غیره را افزایش داده است. این به شرکت ها کمک می کند تا سریعتر تصمیم بگیرند و سریعتر استراتژی ها را اجرا کنند.

بازاریابی هنر توسعه ، تبلیغ و توزیع کالاها و خدمات به مصرف کننده و همچنین تجارت است. با این حال ، بازاریابی فقط به کالاها و خدمات محدود نمی شود بلکه از همه جا از مکان ها به ایده ها و بین آنها گسترش می یابد. این چالش های زیادی را به وجود می آورد که در آن افراد بازاریابی باید تصمیمات استراتژی بگیرند. پاسخ به این چالش ها بستگی به بازاری دارد که شرکت در آن پذیرایی می کند ، زیرا تصمیمات بازار مصرف کننده با توجه به محصول ، بسته بندی و کانال توزیع است.

برای بازار تجارت ، دانش و آگاهی از محصول برای بازاریابی افراد بسیار ضروری است زیرا مشاغل بدنبال حفظ یا تثبیت اعتبار نامه در بازار مربوطه خود هستند. برای بازار جهانی ، افراد بازاریاب باید نه تنها تنوع فرهنگ را در نظر بگیرند ، بلکه باید با توجه به قوانین تجارت بین المللی ، توافق نامه تجارت و الزامات نظارتی بازارهای فردی نیز مراقب باشند. برای سازمانهای غیرانتفاعی با بودجه محدود ، اهمیت به قیمت گذاری محصولات مربوط می شود ، بنابراین شرکتها مجبورند محصولات را متناسب با آن طراحی و بفروشند.

فلسفه بازاریابی که توسط هر شرکت مشخصی استفاده می شود باید ترکیبی از علاقه سازمان ، منافع مصرف کننده و منافع اجتماعی باشد. در فلسفه تولید ، شرکت ها بر روی تعداد ، تعداد بالای تولید تمرکز دارند که باعث کاهش هزینه واحد و توزیع انبوه می شود. این نوع مفهوم معمولاً در بازاری در حال توسعه که نیاز به محصول به تعداد زیاد باشد ، معنا پیدا می کند.

فلسفه محصول در مورد مصرف کنندگانی صحبت می کند که مایل به پرداخت هزینه اضافی برای عملکرد با کیفیت بالا و قابل اطمینان هستند ، بنابراین شرکت ها بر تولید محصولات خوش ساخت تمرکز می کنند.

این مفهوم فروش معتقد است که مصرف کنندگان را به سمت خرید محصولات سوق می دهد ، که در شرایط عادی مقاومت می کنند. این مفهوم بازاریابی رضایت مصرف کننده را باور دارد و در نتیجه محصولات را توسعه می دهد و فقط بر نیازها و خواسته های مشتری متمرکز می شود.

فلسفه مشتری معتقد به ایجاد محصولات سفارشی است ، جایی که در محصولات طراحی با معامله تاریخی مصرف کنندگان است.

آخرین فلسفه ، مفهوم اجتماعی است که به توسعه محصولاتی اعتقاد دارد که نه تنها موجبات رضایتمندی مصرف کننده را فراهم می کنند بلکه رفاه جامعه یا محیط را نیز در نظر می گیرند.

انقلاب دیجیتال و قرن بیست و یکم باعث شده تا شرکت ها شیوه کار خود را به خوبی تنظیم کنند. یک روند عمده مشاهده شده ، نیاز به فرآیندها و سیستم های آستر جریان با تمرکز بر کاهش هزینه از طریق برون سپاری است. روند دیگری که در شرکت ها مشاهده می شود ، تشویق به سبک کارآفرین محیط کار با رویکرد جهانی (جهانی-محلی) است. در عین حال ، بازاریابان شرکت ها به دنبال ایجاد ارتباط طولانی مدت با مصرف کنندگان هستند. این رابطه سیستم درک نیازها و اولویت های مصرف کننده را ایجاد می کند. بازاریابان به کانالهای توزیع به عنوان شریک در تجارت نگاه می کنند و نه به عنوان مشتری. شرکت ها و بازاریاب ها با استفاده از مدل های مختلف شبیه سازی شده رایانه ای تصمیم می گیرند.

انطباق بازاریابی و تبلیغات در تجارت

شرکت ها در قرن 21 باید خود را با محیط همیشه در حال تغییر سازگار کنند. در حال حاضر ، شرکت ها ترکیبی کنجکاو از اقتصاد قدیمی و همچنین اقتصاد جدید را نشان می دهند. در حال حاضر تحقیقات زیادی در رابطه با اقتصاد قدیم انجام شده است ، اما برای اقتصاد جدید ، شرکت ها این کار را به سختی می آموزند. شرکت ها باید عناصری را از اقتصاد قدیم و جدید به طور هوشمندانه انتخاب کنند تا یک مدل تجاری بسازند که برای شرکت ارزش ایجاد کند.

انقلاب فناوری ، جهانی شدن و عوامل تنظیم مقررات در بازار از جمله بسیاری از مجسمه های اقتصاد جدید است. این 3 عامل در سطوح مختلف با یکدیگر تعامل دارند و نیروی محرکه اقتصاد جدید را ایجاد می کنند. اقتصاد قدیمی مملو از دستگاه های آنالوگ بود که روی یک موج سیگنال مداوم کار می کردند ، به عنوان مثال ، صفحات گرامافون. در دنیای امروز سیستم ها و دستگاه ها با استفاده از فناوری دیجیتال که اطلاعات را با یک و صفر حمل می کنند ، کار می کنند. با این وجود ، این اطلاعات دیجیتال بدون اتصال از طریق سیم یا شبکه های بی سیم نمی توانند بین دستگاه ها رد و بدل شوند. این اتصال از طریق اینترانت ، اکسترانت و اینترنت حاصل می شود.

اینترنت به بازیکنانی مانند یاهو ، آمازون ، ebay اجازه می دهد تا محصولاتی مانند موسیقی ، کتاب ، لباس و ... را مستقیماً به مشتریان ارائه دهند. این اقدام باعث تثبیت توزیع کنندگان و خرده فروشان سنتی شد و باعث شد برخی از آنها تجارت خود را تعطیل کنند. با این حال ، برخی از بازیکنان پورتال های آنلاین را برای ارائه محصولات و خدمات خود ایجاد کردند که به نوبه خود باعث تثبیت بازیکنان آنلاین جدید می شود. برخی از بازیکنان قدیمی با کمک قدرت نام تجاری و مدل های تجاری ضعیف بازیکنان خالص آنلاین موفق بودند.

در اقتصاد قدیمی تمرکز فقط بر استاندارد سازی ، تولید انبوه و سیاست بازاریابی منفرد بود. با این حال ، با توجه به مقدار اطلاعات موجود در اقتصاد جدید ، شرکت ها در درک مصرف کنندگان بهترین هستند. این درک بهتر منجر به تولید محصولات سفارشی شده است ، که از استاندارد شدن تغییر می کند. با این حال ، این سفارشی سازی نه تنها برای شرکت ها بلکه برای مشتری نیز اشکال دارد. شرکت ها برای حفظ سود برای محصولات سفارشی دشوار هستند. سفارشی سازی برای محصولاتی که به مهندسی پیچیده صنعتی نیاز دارند ، غیرممکن است. مشتری تا زمان تکمیل کامل آن از شکل واقعی محصول اطلاع ندارد و همچنین سیاست سفارشی در مورد سفارشی سازی وجود ندارد.

عملکرد جدید اقتصاد نحوه برخورد شرکتها با تجارت خود را تغییر داده است. شرکت ها مشتاقانه در حال گسترش در بخشهای مختلف بازار هستند تا حداکثر سهم خود را از بازار بگیرند در حالیکه تمرکز دقیق بر نیازهای مشتری دارند. برای این شرکتها در حال ایجاد تغییرات سازمانی هستند که در آن بخشها برای مدیریت یک بخش به جای یک محصول توسعه یافته اند. شرکت ها به دنبال توسعه ارزش ویژه برند مبتنی بر مصرف کننده برای تقویت رابطه بلند مدت هستند. شرکت ها محصولاتی را ارائه می دهند که با ایجاد یک مارک قوی در حالی که وظیفه نام تجاری قبلی از طریق تبلیغات انجام می شد ، در آنجا برتر از انتظار مصرف کننده هستند. شرکت ها با کارمندان ، کانال توزیع و تأمین کنندگان به عنوان شریک تجاری خود و نه مشتری رفتار می کنند.

از آنجا که شرکت ها نحوه عملکرد خود را در اقتصاد جدید تغییر داده اند ، ضروری است که شیوه های بازاریابی نیز سازگار شود. از آنجایی که مصرف کنندگان برای خرید عمده خود به دنبال آنلاین هستند ، مشاغل به دنبال تجارت الکترونیکی (تجارت الکترونیکی) به عنوان راهی پیش رو هستند. تحقیقات نشان داده است که کاربران آنلاین معمولاً به جای کالاهایی مانند اتومبیل ، خانه و غیره ، موسیقی ، نرم افزار ، کتاب ، پوشاک و غیره خریداری می کنند. خریداران مشاغل نیز از طریق تأمین کنندگان آنلاین و آنلاین می شوند و در نتیجه هزینه تأسیس را به میزان قابل توجهی کاهش می دهند. تجارت الکترونیکی همچنین درهای ارتباطی مشتری و مشتری را از طریق شبکه های اجتماعی و انجمن ها در انجمن ها باز کرده است ، که در آن تجربه و بحث در مورد محصولات انجام می شود. از طریق اینترنت ، مصرف کنندگان قادر به ارائه بازخورد سریعتر به شرکت ها با توجه به محصولات و خدمات هستند.

وقتی کسب و کارها به صورت آنلاین در حال حرکت هستند ، تمرکز خود را روی ایجاد وب سایت ها قرار می دهند تا تجربه قابل اعتماد و صحیحی را به مصرف کنندگان ارائه دهند. طراحی ، نگهداری و امنیت وب سایت برای ایجاد تأثیر مطلوب بر مصرف کننده از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. بازاریابی و تبلیغات آنلاین در این عصر اینترنت از اهمیت بیشتری برخوردار شده است.

بازاریابی و رضایت مشتری

در این دنیای رقابت شدید ، شرکتهایی با تمرکز کامل بر مشتری برنده خواهند شد. شرکت ها باید اهمیت رضایت مشتری را درک کنند و سپس فرآیند آن را ایجاد کنند. مشتری راضی مشتری وفاداری خواهد بود.

محصولات و خدمات زیادی در بازار موجود است ، پس چرا مشتری باید محصول یک شرکت خاص را انتخاب کند. طبق تحقیقات و مطالعات مختلف تأیید شده است که مصرف کننده محصولاتی را خریداری می کند که به آنها حداکثر ارزش ادراک شده را می دهد. این مقدار از محاسبه هزینه مرتبط با تصمیم سطح احساسی مانند تصویر نام تجاری ، نام تجاری شرکت ، تصویر پرسنل فروش و تصویر عملکردی حاصل می شود. این مقدار با احتساب هزینه خرید ، زمان-انرژی در ارزیابی محصول و هزینه بصری به کل هزینه مشتری تبدیل می شود.

مصرف کننده پس از در نظر گرفتن کل هزینه مرتبط با خرید ، تصور و غیره تصمیم گیری خواهد کرد. اگر پس از انجام خرید محصول مطابق انتظار انجام شود مشتری راضی تلقی می شود. مشتری کاملاً راضی احتمالاً خرید مجدد کالا و حتی تبلیغ دهان به دهان محصول را انجام می دهد. شرکت ها در نظر دارند رضایت کامل مشتری را کسب کنند ، که می تواند پس از درک انتظار مشتری و سپس تحویل مطابق انتظار حاصل شود.

شرکت ها با در نظر گرفتن شیوه های خوب تجاری قادر به دستیابی به این وضعیت رضایت کامل مشتری هستند. این شیوه ها حول ذینفعان ، فرآیند تجارت ، منابع و سازمان ساخته می شوند. سهامداران شرکت از کارمندان ، تأمین کنندگان ، توزیع کنندگان و مشتریان تشکیل شده اند. اوایل تمرکز همیشه فقط بر سهامداران بود ، اما اکنون سهامداران باید از سود سهامداران رضایت داشته باشند. شرکت ها باید مرزهای ارتباط با سهامداران را تعیین کنند تا حداکثر ارزش را برای هر شرکت کننده بدست آورند. برای اطمینان از حداکثر ارزش ، شرکت ها باید فرآیندهای تجاری را توسعه دهند ، که انتظارات مشتری را درک و برآورده می کنند. این امر می تواند با هم ترازی تیم های عملکردی متقابل در فرآیندهای حیاتی ، ایجاد یک جریان روان انجام شود. شرکت ها باید شایستگی های اصلی آن را درک کرده و آنها را توسعه دهند ، در نتیجه منابع خود را با موفقیت مدیریت کنند. ساختار ، طرح و سیاست های سازمانی باید مناسب باشد تا فرهنگ کامل رضایت مشتری را تسهیل کند.

شرکت ها از طریق ایجاد و ارائه ارزش می توانند رضایت مشتری را در کل افزایش دهند. خود شرکت را می توان به عنوان یک زنجیره ارزش متشکل از فعالیتهای اولیه و ثانویه در نظر گرفت. فعالیتهای اصلی شامل مواد ورودی ، عملیات ، تحویل محصولات نهایی ، فروش / بازاریابی و سرویس دهی به مشتریان است. فعالیتهای ثانویه شامل بخشهای عملکردی مانند بخش فناوری ، بخش تدارکات ، منابع انسانی و بخش دارایی است. این مقدار ایجاد شده تحت اصل مدیریت زنجیره تأمین از طریق کانال توزیع به مشتری تحویل داده می شود.

مشتریان در عصر دیجیتال بسیار آگاه تر و آگاه از نیاز و خواسته های خود هستند و این امر رضایت خاطر آنها را برای آنها دشوار می کند. شرکت ها کمپین بازاریابی را برجسته می کنند که نقاط مشابهت و تفاوت محصولات رقیب را برجسته می کند. این هنر در جذب مشتری نیست ، بلکه در حفظ مشتری و ایجاد ارتباط طولانی مدت با آنها است. شرکتها معمولاً در شرایطی که مشتریان اقدام به خرید مجدد نمی کنند ، از اثر کورینگ رنج می برند. شرکت ها باید سخت تلاش کنند تا دلایل این مشکل را شناسایی کنند. پس از شناسایی دلایل ، آنها را بر اساس مباحث قابل کنترل و غیرقابل کنترل جدا کرده و سپس در از بین بردن مسائل قابل کنترل سخت کار کنید.

شرکت ها باید سیاست ها را تدوین کرده و در کنار آن مشتری های جدیدی را در حفظ مشتری بسنجند. این هنر حفظ می تواند از طریق مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) حاصل شود. در CRM وظیفه توسعه ارزش ویژه برند مبتنی بر مصرف کننده است که با تبدیل اولین خریدار به خریدار تکرار به مشتری به عضوی برای وکالت و سرانجام به شریک انجام می شود. در طول این دوره شرکت ها می توانند منتظر ارائه مزایای مالی از نظر تخفیف برای خریداران مکرر یا همچنین با ارتباط با یک هدف اجتماعی باشند.

شرکت ها برای کسب سود در تجارت هستند. بنابراین ، باید مشتریان سودآور را شناسایی کند. مشتریانی که سودآوری دارند ، جریان درآمد بیش از جریان هزینه نگهداری آنها را فراهم می کنند. و این جریان درآمد باید بیشتر باشد تا یک شرکت از مزیت رقابتی برخوردار باشد. شرکت های بیشتری و بیشتر رویکرد مدیریت کیفیت را در سراسر سازمان برای ایجاد و ارائه رضایت مشتری به کار می گیرند.

جمع آوری اطلاعات در تبلیغات

جمع آوری اطلاعات و اندازه گیری تقاضای بازار


در این بازار پویا با جریان آزاد اطلاعات و برنامه های نوآورانه بازاریابی ، نیازها و خواسته های مصرف کنندگان همیشه در حال تغییر است. با افزایش درآمد سرانه ، مصرف کنندگان تمایل دارند گزینه های بیشتری را برای تصمیم گیری برای خرید کشف کنند. شرکت ها برای تصمیم گیری صحیح باید همیشه از تغییر وضعیت آگاه باشند. این امر خواستار توسعه سیستم های اطلاعاتی پیچیده بازاریابی است.

سیستم اطلاعات متشکل از ذینفعان ، فرآیند و تجهیزات برای جمع آوری ، تجزیه و تحلیل و تکثیر اطلاعات در بین تصمیم گیرندگان مربوطه است. این سیستم با استفاده از سوابق داخلی شرکت ، داده های تحقیقات بازار و سایر سیستم های جمع آوری اطلاعات فرموله شده است. سیستم داخلی شامل تجزیه و تحلیل اطلاعات از سفارش محصول تا چرخه تحویل و سیستم های اطلاعات فروش است.

برای سفارش محصول به سیستم تحویل ، شرکت ها مصرف مارک های مختلف را تجزیه و تحلیل می کنند و مطمئن می شوند که موجودی مواد اولیه و همچنین محصولات نهایی در سطح کافی نگهداری می شوند. این کار برای اطمینان از کامل شدن کل چرخه در کوتاهترین زمان ممکن است. در سیستم های اطلاعات فروش ، رقم فروش در مراکز مختلف جغرافیایی جمع آوری و برای درک الگوی مصرف تجزیه و تحلیل می شود. داده های جمع آوری شده از فرآیند فوق برای درک رفتار مصرف کننده و توسعه محصولات و همچنین برنامه هایی برای پاسخگویی به تقاضای مصرف کننده تجزیه و تحلیل می شود.

سیستم هوش بازاریابی برای جمع آوری داده های بازار به ترکیبی از افراد ، سیستم و روش نیاز دارد. برای این شرکت ، افراد فروش در خط مقدم قرار دارند و هر روندی را که در بازار حاکم است گزارش می کنند. کانال توزیع همچنین می تواند اطلاعات ارزشمندی از کاربر نهایی را در اختیار شرکت ها قرار دهد. با این حال ، فروشندگان و همچنین توزیع باید در مورد لکه بینی روندها آموزش ببینند و سپس به افراد مناسب سازمان بفرستند. بعضی اوقات شرکت ها برای بررسی خدمات مشتری ، روش دیگری برای جمع آوری اطلاعات ، طعمه ای را به عنوان مشتری بالقوه به سوپرمارکت می فرستند. شرکت ها همچنین فعالیت های جمع آوری اطلاعات را به نمایندگی هایی مانند A C Nielson واگذار می کنند.

اگر سیستم اطلاعات بازاریابی هر مسئله یا روند در حال ظهور را گزارش کند ، می توان از طریق تحقیقات بازاریابی ، تجزیه و تحلیل بیشتری انجام داد. روند تحقیقات بازاریابی شامل موارد زیر است: تعریف مسئله ، تدوین برنامه تحقیق ، جمع آوری داده ها ، تجزیه و تحلیل داده ها ، ارائه یافته ها و اجرای تصمیم. هر مرحله برای موفقیت در تحقیقات بازار باید به دقت برنامه ریزی و اجرا شود. در حین تعیین فرآیند ، شرکت ها باید اطمینان حاصل کنند که هدف خیلی مبهم نیست و همچنین محققان را به سمت اشتباه نمی برد.

تهیه طرح تحقیق شامل ایجاد چاپ آبی در مورد چگونگی وقوع مجموعه اطلاعات است. در اینجا باید تمرکز ویژه ای بر هزینه داشته باشد تا مزایای آن بیش از حد نباشد. این مرحله شامل دسترسی به مخاطب هدف و جمع آوری اطلاعات است. محققان بازار تکنیک ها و مدل های مختلفی را برای تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده در اختیار دارند. هنگامی که محققان بازار با تجزیه و تحلیل خود به انجام رسیدند ، یافته ها باید در قالب ساختار برای پاسخ به سوالات هدف تحقیق ارائه شوند. اکنون این مدیریت عالی است که تصمیم خود را به عنوان راه پیشرفت مطالعه تحقیقات بازار اتخاذ کند.

در دنیای مبتنی بر فناوری ، مدیران بازاریابی همچنین تلاش می کنند تا از منابع موجود استفاده کنند. مدیران بازاریابی به طور معمول از ابزارهای آماری مانند تحلیل رگرسیون ، تحلیل عاملی و غیره ، مدل هایی مانند مدل فرآیند مارکوف ، مدل های پاسخ فروش برای پشتیبانی از فرایند تصمیم گیری استفاده می کنند. مدیران بازاریابی همچنین از نرم افزار بازاریابی و فروش استفاده می کنند که به تصمیم گیری روزمره مانند قیمت گذاری ، بودجه بندی و غیره کمک می کند.

هنگامی که مدیران بتوانند فرصت ها را با استفاده از تحقیقات بازاریابی و سایر مدل های پشتیبانی شده از فناوری نهایی کنند ، گام بعدی برای محاسبه اندازه بازار ، رشد و سایر ویژگی های مربوط به مدل کسب و کار است. مدیران تقاضای بازار برای کالای معین را با محاسبه کل فروش محصول در هر بخش بازار ، بر اساس مجموعه مشتری مشخص ، در یک زمان محدود و تحت استراتژی خاص بازاریابی تخمین می زنند. از این مدیران سهم بازار شرکت در مقابل برنامه تجاری رقیب را محاسبه می کنند.

 

جام ارژنگ

دفتر مرکزی:
واحد فروش: 02136050035 (10خط)
بازاریابی : 02133200484 (8 خط)